عاشق

اوایل تابستون بچه هایی رو که توی مسابقات رتبه اورده بودن از طرف مدرسه بردن مشهد(من توی لیگ علمی فیزیک رتبه اوردم)منم که خیلی دلم میخواست برم مشهد و میدونستم با مامانم نمیتونم برم قبول کردم برم اما ترجیح میدادم تنها باشم تو قطار هم شانس من سه نفر جا مونده بودن که هر سه تاشون توی کوپه ی من بودن درنتیجه من یه کوپه ی اختصاصی وتنها داشتم!اما یه گروه هشت نفره از بچه ها نذاشتن من تنها بمونم و هرطور شده بو منو بردن تو گروه خودشون که البته پشیمون نشدم خیلی بچه های پایه و صمیمی بودن کلی باهاشون حال کردم.
حالا از خاطرات سفر بگذریم به تازگی فهمیدم یکیشون عاشق من شده!!!(البته من هیچ حرفی از تی اس و پسر بودن و... تو سفر با بچه ها نزدم)


 

/ 0 نظر / 4 بازدید