حجابم

8سال پیش بود که به سن تکلیف رسیدم یه چند ماهی هم روسری رو پیچوندم ولی دیگه بیشتر نمیشد مجبور شدم بپوشم اولین جایی که با روسری رفتم خونه ی یکی از فامیلا بود که پسرش با من دوست بود.اونجا من که هیچ وقت یه جا بند نمیشدم کز کرده بودم رو صندلی که اونا داشتن شاخ در میاوردن.
جای بعدی یه مهمونی بود که عموی مامانم ما رو دعوت کرده بود که اونجا هم من نشستم رو صندلی و تا جایی که میشد رفتم پایین و خودمو پشت میز قایم کردم که عموی مامانم با چه زحمتی منو بلند کرد چند دقیقه منو برد پیش خودش باهام یه خرده صحبت کرد(منم که از همیشه بی زبون تر شده بودم دیگه حتی اره و نه هم نمیگفتم فقط با سر جوابشو میدادم)
بعدش یه دعا بود خونه ی یکی دیگه از فامیلای بابام اونجا که دیگه همه ی پسرا(دوستام)هم بودن ولی من که همیشه سر دسته ی پسرا بودم و خونه رو روسر کل فامیل خراب میکردم این دفعه(با این که چراغ ها هم خاموش بودن)نشسته بودم کنار یه ستون و خودمو تا جایی که میتونستم جمع کردم و پشت مامانم قایم شدم زیپ کاپشنم رو هم تا بالا کشیده بودم کلاهشم انداخته بودم رو سرم و بندشو محکم گره زده بودم!هرچی هم که مامانم میگفت اینجا که گرمه اینودر بیار و برو با بقیه ی بچه ها بازی کن من از جام تکون نخوردم و فقط مواظب بودم روسریم از زیر کاپشنم بیرون نیاد که کسی نبینش!(ولی خداییش خفه شدم از گرما مخصوصا من که به شدت گرمایی ام!)
مهمونیای بعدشو دیگه خیلی یادم نیست فقط همینقدر یادمه که تا مدت ها(مخصوصا خونه ی فامیلای مامانم که تنها بودم)فقط کز میکردم رو یه صندلی و بند روسری مو میجویدم(روسری هام همیشه ریش ریش بود)،گره شو محکم میکردم(در حد خفگی)و هی جلو و عقب میبردمش(که نتیجه اش هم موهای کم پشت الانمه)و وقتایی هم که دست از سر بند روسریم برمیداشتم ناخن هامو میجویدم.

/ 0 نظر / 5 بازدید